مطلب زیر نقل یکی از دوستان است :
دیشب با دوستم
رفته بودیم بیرون . داشتیم قدم می زدیم که دیدیم سر خیابان
دعوا شده . صدای داد و فریاد و به هم پریدن چند تا پسر به هم و این وسط هم یکی از
این پسرا دوید و اومد آن طرف خیابون و فرار کرد .
از اونجایی که دوستم خیلی آدم کنجکاویه گفت ولش کن بیا بریم ، ولی من چون اصلا نمی دونم کنجکاوی و به خصوص فضولی یعنی چی (!) ، گفتم نه صبر کن ببینیم چی می شه .
تو همین حین،
مغازه دار ها هم اومده بودن بیرون که ببینن جریان چیه. یکی از مغازه دارها که آقای
جوونی بود و از حرف زدنش پیدا بود که بچه پایتخته، با خنده ای مسخره گر(!) گفت:
"دعوا رشتیه دیگه، دعوا رشتیه." منم که چون رشتیم و غیرت نمی دونم با
"ر" چند دندونه نوشته می شه، گوشام تیز شد و گردنم داغ، که چی می خواد
بگه. ادامه داد:"دعوا رشتیه، همش هارت و پورت الکیه، خون که به پا نمی
شه." ! و رفت تو مغازه ش.
داشتم چشمامو
که از حدقه در اومده بود جا می نداختم که یه مغازه دار دیگه که یه خانوم با ته
لهجه ی ترکی بود برگشت با خنده به ما گفت:"راست میگه والا، الان اگه ترکا
بودن یه چاقو و قمه در می آوردن..." من ادامه دادم: خون به پا می کردن،راحت،
نه؟
گفت:"آره
دیگه، یکی میزد اون یکی رو می کشت، تموم می شد، راحت." !! این دفعه دیگه
مونده بودم چه جوری چونه و فکم رو از رو زمین جمع کنم.
خیلی برام
جالب بود که دقیقا زمانی که من داشتم خجالت می کشیدم که چرا همشهریای من فرهنگشون
در این حده که تو خیابون دعوا و داد و بی داد راه می ندازن، یه خانم ترک به
همشهریای خودش افتخار می کنه که می زنن همدیگرو می کشن!
احساس کردم
همین یه ذره فرهنگ هم باعث شرمندگیه!!!
نمی دونم؛
شاید همین خصلت ترک ها باشه که تو یه جمع 5،6 نفری که فقط 2 نفر ترکن، اون 2 نفر
ترکی حرف بزنن، بی توجه به اینکه شاید این حرکتشون بی ادبی و بی احترامی نسبت به
بقیه ی اون جمع باشه.
من قصدم بی احترامی نیست . همه ی ایرانیا رو هم دوست دارم . چیزی رو که دارم می بینم می گم . اگه اشتباه می کنم بهم بگید .
به هر حال یه مشکل عمده ی ما آدم ها اینه که خیلی راحت و بی دقت روی هم قضاوت می کنیم .